![]() |
![]() |
|
|
اخبار ها حاکی از آن است که گروه جوانان ادکا پا در کفش ما کرده اند ..
ادکایی ها ۳۰۰۰ نسخه فراخوان مقاله را به صورت رنگی به چاپ رسانده و در پاکت هایی به روابط عمومی کلیه دانشگاه های کشور . کتابخانه ها ی عمومی و فرهنگسرا ها ارسال داشته اند . به زودی تمامی نامه ها به دبیرخانه ادکا برگشت خواهد خورد ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 17:19 توسط خاله سیتا |
|
|
مثل اینکه راستی راستی شخکایی ها خیال شخکابازی ندارن ....یا اینکه درگیر نمایشگاه کتاب شدن و وقت شخکابازی ندارن ....
بازم خاله سیتا که همچنان شخکاباز برتر است ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 8:6 توسط خاله سیتا |
|
|
شخکایی های عزیز .. سال نو تان مبارک ...
سعی کنید امسال کمتر شخکا بازی دربایورید سال خوبی داشته باشید و همراه سلامت باشید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 18:56 توسط خاله سیتا |
|
|
يه روزي (ببخشيد اين تكيه كلام افكايي هاست ...اشتباه گفتم
خلاصه روزي يك شخكايي تو كيفش پول كم مياره ذهي خيال باطل ..... گشتيم نبود .....نگرد نيست صداي خنده اطرافيان به گوش ميرسد ... سرش را بلند ميكند كه ببيند ملت از چه شاد اند ؟ چند كارگر افغاني لبخند به لب خاله را مي پايند ....خاله به كارش ادامه ميده ... كارت رو كه پيدا مكنه ...قصد دخول در عابر بانكد داره كه ................................ جا تره و بچه نيست .... سرش رو كه بلند ميكنه سر در بانك رو بخونه ...مي بينه كه بلللللللله ... آخه شخكايي تا چه حد ....گربه بيا من رو بخور .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 16:57 توسط خاله سیتا |
|
|
۱) وقتی سوار آسانسور اداره میشید .. با کلی زحمت و یکی یکی همه طبقات رو بالا میروید تا طبقه ۷ بعد به علت حواث پرت .. بدون اینکه از آسانسور پیاده شوید .... بر میگردید به طبقه خودتان
تازه وقتی از آسانسور پیاده میشوید ... یادتان میافتد که طبقه ۷ کار داشتید و یادتان رفت پیاده شوید ...
۲) یه بار دیگه که شخکایی سوار آسانسور شد ... آسانسور در طبقه از ما بهترون (مدیر عامل و حراست و قائم مقام محترم ) نگه داشت . شخکایی خواست ( بر اثر فشار کاری ) با مشت درب آسانسور را باز کند که صورت مدیر عامل محترم در مقابل دیدگانش ظاهر شد .... و مشت همانجا خشکش زد .... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 1:23 توسط خاله سیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| نویسندگان |
|
ظرف شکن ممول کتابدار جودی آبوت خاله سیتا اسکلت رقومی گوجه فرنگی باسواد ام وی ام پدر پسر شجاع overdose پروفسور بالتازار |
|
RSS
|