رفته بودم بانک و یک چک را همانجا نوشتم و امضاء کردم و مهر کردم و تحویل آقای بانک دادم. چک را گرفت و با کارت شناسایی تطبیق داد و کارهایی در کامپیوتر کرد و گوشی را برداشت و شروع کرد به شماره گرفتن. گفتم می خواهید تائیدیه بگیرید؟ (آخر برای چکهایی که رقم آنها بالای 5 میلیون است زنگ می زنند و باید تائید کنیم که درست است).

گفتم خودم جواب می دهم ها. گفت ما وظیفه داریم کارمون رو انجام بدیم.

خلاصه، تلفنم زنگ زد و برداشتم و همانجا چشم در چشم آقای بانک این مکالمه اتفاق افتاد:

الو، سلام. آقای ....

بله، بفرمائید.

از بانک کشاورزی شعبه جمهوری تماس می گیرم

بفرمائید، امری داشتید؟

یک چک به مبلغ ... به شماره.... از شما آمده بانک

چی شده؟ مشکلی داره؟

نه، خواستم تائیدیه بگیرم

مورد تائید است

خیلی ممنون

خدانگه دار

گوشی را گذاشت و حضوری هم تشکر کرد و چک را داد که یک امضاء دیگر پشت آن بزنم

چقدر مسئولیت پذیری آخه.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:7  توسط پدر پسر شجاع | 
روز درختکاری بود و پنج درخت را به نام پنج استاد در محوطه کتابخانه کاشتیم. سر راهم آمدم کتابخانه کودکان و یکباره تلفنم زنگ زد و نیروی خدماتی کتابخانه سراسیمه گفت که سریعا تشریف بیاورید. نگران شدم و پرسیدم چه شده؟ 

گفت: یک نفر زد به ماشینتان و در رفت. یک وانت بود. رفتم دنبالش و گرفتمش. اول قبول نمی کرد ولی گفتم دوربین فیلم گرفته.

یک فحش زیرلبی به یارو دادم که دم عیدی ما را به دردسر انداخته. 

گفتم حال چی شده؟ گفت سپر شکسته و قسمتی از ماشین تو رفته که بدون رنگ هم درست نمی شود.

یک فحش دیگر دادم و نیم خیز شدم که بروم ببینم چه شد.

یک هو یادم افتاد که اصلا من امروز ماشین نیاورده ام.


برچسب‌ها: ماشین
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 0:38  توسط پدر پسر شجاع | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مطالب این وبلاگ برگرفته از اتفاقات روزمره ی زندگی ماست!
دوغ! نوشابه!

نوشته های پیشین
مهر ۱۴۰۰
شهریور ۱۴۰۰
مرداد ۱۴۰۰
تیر ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
دی ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۹
اردیبهشت ۱۳۹۹
اسفند ۱۳۹۶
مرداد ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
برچسب‌ها
راننده (2)
ماشین (2)
حواس پرتي (2)
غیر استاندارد (1)
تنور (1)
نام پدر (1)
کرونا (1)
دفترچه بیمه (1)
هورمونهای زنانه (1)
فرمها (1)
زن دایی (1)
تاکسي (1)
کره محلی (1)
نشانی ها (1)
دایو (1)
پول گاز (1)
یواشکی ماشین برداشتن (1)
اِل جی (1)
صندلي عقب (1)
ماشين شخصي (1)
نویسندگان

پدر پسر شجاع
overdose
آنه شرلی
اسکلت رقومی
ام وی ام
بونیتو
پروفسور بالتازار
جوجه اردک زشت
جودی آبوت
خاله سیتا
دوربین
سرندیپیتی
سنجد
ظرف شکن
فِلِرتیشیا
گوجه فرنگی باسواد
ممول کتابدار
نیش نیش
واتو واتو
وورووجک
کوزت
پیوندها
طنز کتابداری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM