![]() |
![]() |
|
|
اینترنت دانشکده یکی از شخکایی ها مدتهاست قطع شده و برای استفاده از اینترنت باید مثل خانه به دوشان کوچ کرد به کتابخانه مرکزی..دیروز در میانه روز یک شخکایی برای وب گردی نیم ساعته آمد کتابخانه مرکزی و پس از دیدن یک جمع کثیر که پشت سیستمها نشسته بودند یک جا را انتخاب کرد و رایانه قابل حمل را راه انداخت. یک کابل هم از یکی از کیس ها بیرون کشید و به رایانه قابل حمل خود وصل کرد و مشغول وب گردی شد. مدتی گذشت و چندنفری گفتند: ای بابا..بازم قطع شد...اه.. اینجا هم اینترنت نیست که... شخکایی با خونسردی مشغول چک کردن میلهای خودش بود. .بعد از چند دقیقه مسئول بخش اطلاع رسانی او را صدا زد و گفت ببخشید...فکر کنم شما کابل سرور رو قطع کردید و به رایانه قابل حمل خود وصل کردید..... شخکایی وقتی این رو فهمید از خجالت آب شد و رفت میان فسیلهای زیر زمین!! بعدش زیر نگاههای خشم آلود کاربران رایانه ش رو برداشت و از آنجا گریخت!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 20:46 توسط اسکلت رقومی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مطالب این وبلاگ برگرفته از اتفاقات روزمره ی زندگی ماست!
دوغ! نوشابه! |
| پیوندها |
|
طنز کتابداری |
|
RSS
|