عید همه شخکایی ها مبارک .

اینم ماجرای شخکابازی ما بدو ورود دهه 90خورشیدی

بعد از 3 یا 4 روزی که به صورت تراکتوری خانه تکانی درساعت 12شب روز 29 اسفند تمام کردیم. یک دوش آب گرم و آماده برای لحظه تحویل سال شدیم .

لباس های پلو خوری رو به تن کردیم و 7 سین سفرمون رو  به لطف سویا کامل کردیم. تازه ساعت 1 بود که فهمیدیم رابطه معنا داری بین شام نخوردن تا آن موقع شب و قارقور شکم وجود دارد . این بود که غذایی مبسوط به همراه دوغ زدیم به بدن.

کلی اینور و اون ور کردیم و کتاب خوندیم ، تلویزیون دیدیم، خندیدیم و ... تا اینکه ساعت 2:30 شد. از این جا به بعد اومدیم به رویاهایمان فکر کنیم که خوابمان برد ...بععععععععععله... ساعت 3:15 بود که با صدای تلویزیون از خواب پریدیم (ساعت تحویل سال2:50). بماند که با آن لباس های شق و رق چطوری خوابمان برد و دقیقا لحظه سال تحویل را خواب ماندیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 11:9  توسط خاله سیتا |