يه خانمي از آشناها تعريف مي کرد که صبح توي اتوبوس داشت مي رفت سرکار. حال کرده بود که يه موسيقي خوب گوش کنه که با انرژي پشت ميز اداره اش حاضر بشه. با ريتم موسيقي لب مي زده و خيلي شاد بوده و حسابي حال مي کرده که متوجه مي شه مردم دارند هي نگاهش مي کنند. با تفرعن که اين مردم چقدر عقب مونده اند که نمي تونن ببينند يه خانم داره آهنگ مورد علاقه اش رو گوش مي کنه (صبحت چند سال پيشه که بعضي چيزها براي مردم عادي نبود) به همه بي محلي مي کنه. هر چقدر بيشتر بهش نگاه مي کنند و هي توجه مي کنند ايشون هم کم محلي بيشتري مي کنه. تا اينکه يه خانمي مياد و مي زنه به شونش که "فکر کنم سيم هدفون گوشيتون قطع شده و اين صداي بلند موزيک موبايلتون اول صبح همه رو اذيت مي کنه"


برچسب‌ها: موسيقي, صبح, اتوبوس, سوتي
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۰ساعت 16:35  توسط پدر پسر شجاع |