![]() |
![]() |
|
|
ماجراهاي جا گذاشتن بچه ها فراوان است. روزي در مشهد ميهمان دوستي بوديم که سه بچه داشت که يکي از آنها پسر دو ساله اي بود. مي خواستيم برويم شانديز. همه حاضر شديم و رفتيم و توي ماشينها نشستيم. حرکت کرديم و هنوز به سر کوچه نرسيده، ديديم که ماشين دوستمان ايستاد و سراسيمه به سمت خانه رفتند و با بچه برگشتند. يادشان رفته بود بچه را بياورند. چند وقت پيش جايي بوديم و خانواده اي که دختري 3 ساله داشتند با همه ما خداحافظي کردند و رفتند. بعد ديديم دخترخانمشان هنوز هست. از همه پرسيديم که آيا بچه را به شما سپرده اند يا خير و متوجه شديم که به هيچکس نسپرده اند و فقط فراموش کرده اند ببرندش. جالب بود که خود دختر بچه مي گفت: "آخه مي شه مامان و بابايي دخترشون رو جا بذارن؟" برچسبها: بچه, فراموشي, والدين حواس پرت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم شهریور ۱۴۰۰ساعت 12:37 توسط پدر پسر شجاع |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مطالب این وبلاگ برگرفته از اتفاقات روزمره ی زندگی ماست!
دوغ! نوشابه! |
| پیوندها |
|
طنز کتابداری |
|
RSS
|